محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
888
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
نرفت به حرب ايشان ، و راه خراسان سوى رى و دامغان گسسته بود ، كس آنجا نتوانستى رفتن مگر با بيم و سختى . و راه خراسان از سوى پارس و كرمان بود . و نخستين كسى كه راه از قومس و خراسان بنهاد و نرم كرد قتيبة بن مسلم بود . و قتيبه هر وقتى نامه نوشتى به حجّاج و از وى دستورى خواستى به فتح كردن گرگان ، گفتى بپرهيز از آن كه ترا كارى نيفتد كه ترا اندر آن طاقت برسد . به هيچ گونه گرد آن تركان مگرد . و سليمان بن عبد الملك هر گاه كه خبر فتحهاى قتيبه شنيدى كه به خراسان كردى ، مردمان را گفتى نبينيد چندين فتوح كه قتيبه همى كند ؟ ! يزيد بن مهلَّب گفتى اين فتوح چيزى نيست ، فتح آن گاه بودى كه گرگان بگشادى كه همه ملوك از آن عاجزاند . پس چون يزيد امير خراسان شد ، هيچ همّتش نبود مگر فتح گرگان . پس چون به مرو آمد سه چهار ماه درنگ كرد تا كار خراسان راست شد . پس برداشت و روى به دهستان نهاد و گرگان . و مخلَّد پسر خويش را به خراسان دست بازداشت . پس چون يزيد به نزديك گرگان و دهستان رسيد ، گندى ناخوش به مشام او رسيد . پرسيد كه اين گند چيست ؟ گفتند صول ترك اينجا حرب كرد با قتيبه و خلقى بسيار از ايشان بكشت و غارت كرد ، و اين گند آن كشتگان است . يزيد گفت : قبّح الله قتيبة . پس يزيد گفت : اين صول كجا باشد ؟ گفتند به گرگان است و لشكرش به دهستان . يزيد برفت و آهنگ گرگان كرد . وصول بيرون آمد و به دهستان شد . و بيرون از اين كتاب محمّد بن جرير ايدون گويد كه فزون از دويست هزار مرد به گرگان گرد كرد ، و يزيد روى بديشان نهاد با سى هزار مرد از لشكر شام و عراق و خراسان جز مولايان و غلامان مطوقهء شهرها . و هر دو گروه حرب را بياراستند و به يك ديگر فراز رفتند و حربى كردند سخت . و از گروه عراقيان محمّد بن عبد الرّحمن بن ابى سبرة الجعفى تركى را ديد كه حربى مىكرد هر چه سختتر . پيش او شد . ترك او را يك ضربت بزد بر خودش ، و شمشير اندر خودش بماند ، هر چند كه خواست تا بيرون كشد نتوانست . ابن [ ابى ] سبره او را ضربتى بزد به زير بغل ، و يك نيمه از وى جدا شد و به لشكرگاه مسلمانان باز آمد .